سند تاريخي .......

يك سند تاريخى انگليسى به صراحت گوياى آن است كه در سال 61 هجرى

 آسمان بريتانيا خون گريست!

بسم الله الرحمن الرحیم

روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته همداستان است كه شهادت امام حسين عليه السلام در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند. در زير به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم:
• امام صادق عليه السلام خطاب به جد بزرگوارشان امام حسين عليه السلام عرضه مى دارند: وضمّنَ [الله] الارضَ ومن عليها دمَكَ وثارَك؛ وخداى متعال مسئوليت خون وخون خواهى تو را بر دوش زمين وزمينيان نهاده است.
• حضرت ابراهيم ـ عليه وعلى نبينا وآله صلوات الله ـ هنگامى كه از سرزمين كربلا مى گذشت، از اسب به زمين افتاد وخون سرش براى همراهى با خون سيدالشهدا عليه السلام جارى شد.
• حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى دارند: ولطمت عليك الحور العين؛ در مصيبت تو حوران بهشتى لطمه به [صورت وسينه] مى زدند.
• در حديث شريف آمده است: نخستين كسى كه در مدينه براى شهادت امام حسين عليه السلام صدا به گريه وزارى بلند كرد «ام سلمه» همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بود. آن حضرت شيشه اى محتوى مقدارى خاك به او دادند وفرمودند: جبرئيل به من خبر داد وگفت: هرگاه از اين خاك خون جوشيد بدان كه حسين كشته شده است. ام سلمه اين خاك را نگاه داشت وپيش از شهادت امام حسين عليه السلام هر ساعت بدان مى نگريست. هنگامى كه ديد از آن خاك خون جوشيد، فرياد زد: واحسيناه، وا ابن رسول الله! تمام زنان با شنيدن صداى او به گريه وزارى پرداختند ومدينه از بانگ گريه وناله پر شد.
• در برخى از احاديث تصريح شده است در روز عاشورا آسمان خون گريست. براى مثال حضرت زينب در روز عاشورا به مردم فرمودند: أو عَجِبتم أن مَطَرت السماءُ دماً؛ آيا از اين كه آسمان خون گريسته است شگفت زده شده ايد؟
• در كتب عامه آمده است: لما قتل الحسين اسودّت السماء وظهرت الكواكب نهاراً حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر؛ راوى مى گويد: هنگامى كه [امام] حسين [عليه السلام] به شهادت رسيد آسمان تيره وتار شد وستاره ها در روز مشاهده شدند ومن ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده كردم. هم چنين در آن روز خاك سرخ از آسمان بر زمين پاشيده شد.
• مورخان آورده اند كه در اين روز در بيت المقدس هر سنگ را كه پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند وپديده خورشيد گرفتگى تا سه روز ادامه يافت.
روايت زير مؤيد اين معناست:
زيدبن عمر كندى به نقل از ام حيان گفت: وقتى امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، تا سه روز خورشيد گرفته بود وهر كس روغن به چهره اش مى ماليد چهره اش به جاى آن كه خنك شود مى سوخت وهر سنگ را كه در بيت المقدس پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند.


سند انگليسي


اين سند تاريخى نيز اين حقيقت را تأييد مى كند. در صفحه 38 كتاب وقايع دوران انگلو ساكسون ( (THE ANGLO – SAXON CHRONICLEترجمه وويرايش ميشل اسوانتون (SWANTON MICHAEL) ـ كه در 1996 ميلادى در انگلستان به چاپ رسيده و در سال 1998 ميلادى از سوى دانشگاه Exeter در ايالت نيويورك تجديد چاپ شده است ـ چنين آمده است:

 Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood

معناى عبارت فوق چنين است:
در سال 685 ميلادى اين جا در بريتانيا آسمان خون باريد وهر جا شير يا كره خوراكى بود تبديل به خون شد يا رنگ آن سرخ گرديد.
اگر زمان ياد شده (يعنى سال 685 ميلادى) را به سال هجرى تبديل كنيم، اين زمان با سال 61 هجرى قمرى مطابق خواهد بود؛ يعنى همان سالى كه سيد وسالار شهيدان وآزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به همراه اصحاب وخاندانش به شهادت رسيدند.

الا لعنة الله على أمة قتلت ابن بنت نبيها


نقش حجامت

نقش حجامت در تقويت سيستم اي٠

 

قسمتي از بدن که حجامت در آنجا انجام مي شود، ارتباط بسيار نزديكى با محل تجمع سيستم لنفوييد و غدد لنفاوى دارد. در صورت نفوذ ميكروب‏ها و هرگونه آنتى‏ژن، سلول‏هاى ايمنى موجود در غدد لنفاوي به صورت بسيار قوى و شديد با عامل مهاجم به نبرد پرداخته، آن را مغلوب مى‏كنند. بنابراين وجود غنى‏ترين و قوى‏ترين سيستم لنفاوى در كنار مواضع حجامت باعث مى‏شود كه احتمال ابتلاء به عفونت و غلبه‏ى ميكروب بر بدن از طريق موضع حجامت در حدّ صفر باشد و بر عكس تحريك سيستم ايمنى به وسيله‏ى حجامت باعث تقويت اين سيستم حياتى شود.

در طب رايج نه تنها هيچ روشى براى تقويت سيستم ايمنى بدن وجود ندارد، بلكه بسيارى از درمان‏هاى موجود از جمله تجويز داروهاى كورتونى باعث تضعيف عملكرد آن مى‏شود. بنابراين اثبات نقش حجامت در تقويت سيستم ايمنى از اهميت زيادى برخوردار بوده و تأثير آن را در درمان بسيارى از بيمارى‏ها توجيه مى‏كند.

از نقش هاي حجامت مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1- درمان زكام و آلرژى 2- پيشگيرى از سرماخوردگى 3- تأثير حجامت در افراد پيوند عضو شده

منبع : طب اسلامي، گنجينه تندرستي تأليف دکتر رضا منتظر

شگفتى انیشتن از---

چگونه یک حدیث، اینشتین را شگفت‌زده کرد؟

هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.


«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.

اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.



ناگفتهای آب زمزم

 

ناگفته هایی در مورد آب زمزم 

چاپ  
17 فروردين 1387 ساعت 13:25
پایگاه خبری تقریب - سرویس ادیان: یک دانشمند ژاپنی کشف کرده است که آب زمزم دارای خصوصیات منحصر به فردی است که در آبهای معمولی دیگر یافت نمی شود.

به گزارش پایگاه خبری تقریب، دکتر "مساروا ایموتو"، دانشمند ژاپنی تأکید کرد: تحقیقات علمی بسیاری که به وسیله تکنولوژی نانو بر روی آب زمزم انجام شده است،

پایگاه خبری تقریب - سرویس ادیان: یک دانشمند ژاپنی کشف کرده است که آب زمزم دارای خصوصیات منحصر به فردی است که در آبهای معمولی دیگر یافت نمی شود.

به گزارش پایگاه خبری تقریب، دکتر "مساروا ایموتو"، دانشمند ژاپنی تأکید کرد: تحقیقات علمی بسیاری که به وسیله تکنولوژی نانو بر روی آب زمزم انجام شده است، نشان می دهد هیچ یک از خواص این آب قابل تغییر نیست و اگر یک قطره از آب زمزم به 1000 قطره از آبهای معمولی اضافه شود، آن آبها خواص آب زمزم را به دست خواهند آورد.


این دانشمند تحقیقات بسیاری را بر روی آب زمزم انجام داده و به این نتیجه رسیده است که آب زمزم، آبی با برکت و منحصر به فرد است و بلورهای آن شبیه هیچ آب دیگری نیست و به هیچ وجه خواص آن تغییر نمی کند.

وی که پایه گذار نظریه تبلور ذرات آب است، می گوید: جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" که در قرآن کریم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتدای کارهای خود یا در هنگام غذاخوردن و یا موقع خواب بر زبان می آورند، تأثیر عجیبی بر بلورهای آب دارد.

به گزارش سایت محیط، وی می افزاید: زمانی که بسم الله الرحمن الرحیم گفته می شود، تغییرات عجیبی در بلورهای آب رخ داده و آنها بسیار زیباتر می شوند، لذا می توان با گذاشتن کاستی از تلاوت قرآن کریم در کنار آب، آن را زیباتر و با صفاتر نمود.

منبع :

http://www.taghribnews.com/tmain_fa.aspx?lng=fa&mode=art&artid=22170

خانه مهدي كجاست

خانه مهدى كجاست؟

یا مهدی

                                          از سامرا تا سهله

 

بسیارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مى‏كند.

براى روشن شدن این پرسش باید محل سكونت امام زمان - علیه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:

1 . دوران پدر

بدون شك محل ولادت امام مهدى - علیه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - علیه السلام - در سامرا و نزد پدرش مى‏زیست . حكیمه خاتون، دختر امام جواد - علیه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را در خانه امام عسكرى - علیه السلام - مشاهده كرد . برخى از یاران امام مانند احمد بن اسحاق نیز وى را همان جا دیده‏اند . امام در یكى از ملاقات‏هایش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بیرون آمد . (1)

روزى یعقوب بن منقوش پرسید: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را دید . مهدى - علیه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2)

امام عسگرى، در دقایق پایانى عمر، به عقید خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . این روایات گواهى مى‏دهد امام مهدى - عج الله فرجه الشریف - در حال حیات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مى‏كرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مى‏داشت .

بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مى‏یابد، صحراى عرفات در ایام حج است

2 . غیبت صغرا

امام، در دوران 74 ساله غیبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مى‏كرد; زیرا چهار نایب خاصى كه با وى رابطه مستقیم داشتند، در بغداد به سر مى‏بردند . آن‏ها نامه‏هاى مردم را به وى مى‏رساندند و پاسخ دریافت مى‏كردند . امام صادق - علیه السلام - مى‏فرماید: براى حضرت قائم دو غیبت است: یكى كوتاه و دیگرى طولانى . در غیبت اول، كسى جز خواص شیعیان وى، جایگاهش را نمى‏داند . (4) به احتمال قوى نایبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مى‏آمدند .

3 . غیبت كبرا

درباره محل اقامت امام در دوران غیبت كبرا نمى‏توان به طور دقیق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: نیكوترین منزل مدینه است . (5) علامه مجلسى نیز مى‏گوید: همین جمله دلالت مى‏كند آن حضرت غالبا در مدینه و اطراف آن به سر مى‏برد . (6) امام باقر - علیه السلام - هم به كوه «ذى طوى‏» اشاره فرموده است; (7) اما باید گفت هیچ كس به محل دقیق سكونت امام مهدى - علیه السلام - راه پیدا نمى‏كند; زیرا امام عصر به ابراهیم بن مهزیار فرمود: پدرم از من پیمان گرفته در سرزمینى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نیرنگ‏هاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسیده و گمراه، نهان و مصون باشم . این پیمان مرا بر فراز تپه‏هاى بلند و ریگزارها و سرزمین‏هاى مورد اطمینان افكنده است . (8)

برخى احتمال مى‏دهند امام در یكى از جزایر دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزیره خضرا معروف است، به سر مى‏برد. گروهى نیز با منطبق دانستن اوصاف این جزیره با مثلث‏برمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشریف - مى‏دانند; زیرا به رغم تلاش‏هاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار این مثلث توفیق نیافته است. بى‏تردید این نظر نادرست مى‏نماید . (9)

به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مى‏یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مى‏كند . هیچ كس وى را نمى‏شناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به یوسف صدیق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10)

بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مى‏یابد، صحراى عرفات در ایام حج است .

عبید بن زراره گفت: از امام صادق - علیه السلام - چنین شنیدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبینند . او در روزهاى حج مردم را مى‏بیند ولى مردم او را نمى‏بینند . (11)

محمد بن عثمان، یكى از نواب اربعه، نیز در این باره مى‏گوید: والله ان صاحب هذا الامر یحضر الموسم كل سنة فیرى الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه; به خدا سوگند، صاحب این امر همه ساله در مراسم حج‏حضور پیدا مى‏كند . مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد; ولى مردم - با این‏كه او را مى‏بینند - نمى‏شناسند . (12)

4 . عصر ظهور

امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت ‏خواهد كرد. ده‏ها هزار پیامبر در این مسجد نماز گزارده‏اند و محل سكونت‏ بزرگانى چون حضرت ابراهیم و ادریس و خضر بوده است. (14) امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: اى ابامحمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله مى‏بینم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مى‏گردد.

به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مى‏یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مى‏كند .

ابوبصیر پرسید:

آیا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟

حضرت فرمود: آرى، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت مگر آن كه در این مسجد نماز گزارد . هر كس در این مسجد بماند، مانند آن است كه در خیمه رسول خدا اقامت كرده است . هیچ مرد و زن مؤمنى نیست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مى‏كشد . روز و شبى نیست مگر آن كه فرشتگان به این مسجد پناه مى‏برند و در آن به عبادت خداوند مى‏پردازند . (15)

ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه این مسجد سه مقام، با اعمال ویژه، واقع شده است . كه این مقام‏ها به حضرت ابراهیم و ادریس و خضر منسوبند.

                                                                                                                                   محمد جواد طبسى


پى‏نوشت‏ها:

1) بشارة الاسلام .

2) اثبات الهداة، ج 3، ص 415 .

3) غیبه، شیخ توسى، ص 165 .

4) بحارالانوار، ج 52، ص 155 .

5) همان، ص 153 .

6) همان، ص 158 .

7) تفسیر عیاشى ج 2، ص 56 .

8) با خورشید سامرا، ص 82 .

9) براى آگاهى بیش‏تر به كتاب جزیره خضرا، افسانه یا واقعیت مراجعه شود .

10) همان، ص 154 .

11) كافى، ج 1، ص 337 .

12) بحارالانوار، ج 52، ص 152 .

13) این مسجد در چند كیلومترى شهر كوفه قرار دارد .

14) بحارالانوار، ج 52، ص 317 .

15) همان .

منبع:

مجله پرسمان، پیش شماره 3


نوشته شده توسط وحيد دادفر در شنبه هفدهم فروردین 1387

 لينك مطلب   نظرات   

جامعیت قرآن

((جامعیت قرآن))


قرآن پيام حيات‌بخش و جاويداني است كه براي هدايت بشريت به سوي سعادت نازل شده است و انسان‌ها را به علم، پاكي و صداقت فراخوانده، حيات طيبه را به آنها مي‌نماياند.
اين نوشتار در پي آن است تا ديدگاه‌هاي مختلف دربارة جامعيت قرآن را بررسي كند. و به پرسش‌هاي زير پاسخ دهد:
الف) آيا قرآن شامل تمام علوم و فنون و قوانين اجتماعي، حقوقي و... است؟
ب) آيا قرآن فقط در صدد بيان مطالب اُخروي و معنوي است و كاري با زندگي مادي و دنيوي انسان ندارد؟
ج) آيا قرآن توان پاسخ‌گويي به نيازهاي انسان در عصر حاضر را دارد؟
در پاسخ به اين پرسش‌ها كه در حقيقت سؤال از جامعيت قرآن در پاسخ‌‌گويي به نيازهاي اخروي و دنيوي انسان است، سه ديدگاه عمده قابل طرح است، كه به طور مختصر به نقد و بررسي آنها خواهيم پرداخت.
ديدگاه اول: قرآن جامع همة علوم و فنون است.
برخي از صاحب‌نظران[1] مسلمان بر اين نظر هستند كه همه علوم و فنون و مطالب حتي فرمول‌هاي رياضي، فيزيك و شيمي در قرآن وجود دارد و قابل استخراج مي‌باشند. آنان مي‌گويند: همه علوم اولين و آخرين در قرآن وجود دارد.[2] اين گروه به آياتي از قرآن كريم استدلال مي‌كنند كه مي‌فرمايد:
«وَ نزَّلْنا عَلَيْكَ‌ الكِتابَ تبْيناًّ لِكُلِّ شيءٍ»[3] و كتاب را بر تو نازل كرديم در حالي كه بيان كنندة همه چيز است». و نيز «وَ لارَطْبٍ وَلايابِسٍ الّا في كتابٍ مُبين»[4] و هيچ تر و خشكي (در جهان) نيست مگر آن كه در كتاب مُبين (نوشته شده) است.
آنان در اين راستا به آيات ديگري از قرآن كريم نيز استدلال مي‌كنند كه ادعا مي‌شود به علوم رياضي، ماشين‌سازي، ميكروب‌شناسي، شيمي‌ و هندسه اشاره دارد.[5] و برخي اوقات به مسئله‌ي بطون قرآن استدلال مي‌كنند. يعني هر آيه‌اي ظاهر و باطن دارد. باطن قرآن براي همة افراد قابل فهم نيست و بسياري از اين علوم مربوط به آن است.[6]
كشفيات و اختراعات جديد در قرون اخير ـ كه بسياري از حقايق قرآن (مثل زوجيت گياهان ـ حركت زمين و...) را اثبات كرده است ـ اين ديدگاه را تقويت مي‌كند.[7]
نقد ديدگاه اول
اين ديدگاه از چند جهت قابل نقد است:
1. ظهور آياتي كه به عنوان دليل آورده شده بود (مبني بر اين كه همه چيز در قرآن است) قابل قبول نيست. زيرا از طرفي اين مطلب بر خلاف بداهت است؛ يعني هر كس قرآن را مطالعه كند متوجه مي‌شود كه فرمول‌هاي رياضي، فيزيك و شيمي و امثال آنها در ظواهر قرآن وجود ندارد و از طرف ديگر بسياري از مفسران اين عموميت و شمولِ ظواهر آيات قرآن را انكار كرده‌اند و گفته‌اند كه قرآن بيان‌كنندة هر چيزي است كه مربوط به هدايت بشر باشد. يعني اين آيه مخصوص امور ديني است.[8] برخي ديگر از مفسران گفته‌اند كه ممكن است مقصود از لفظ «كتاب» در آيه شريفة قرآن «علم الهي» يا «لوح محفوظ» و يا «امام مبين» باشد.[9]
2. ظهور آياتي كه براي اثبات علوم رياضي، هندسه و... در قرآن استدلال كرده‌اند بسيار ضعيف است و گاهي اصلاً دلالتي بر اين مطلب ندارد. (البته اشاره‌ها و مثال‌هاي علمي در قرآن وجود دارد كه در ديدگاه سوم توضيح داده مي‌شود).
3. در مورد بطون قرآن بايد گفت كه اين مورد از بحث خارج است، زيرا آنچه براي انسان‌هاي معمولي (غير از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ) قابل دسترسي است، همين ظواهر قرآن است كه مربوط به هدايت بشر است نه علوم و فنون.
ديدگاه دوم: قرآن فقط كتاب آخرت است.
برخي از صاحب‌نظران بر اين نظر هستند: «قرآن براي بيان احكام آخرت و مسايل جنبي آن آمده است».[10] اينان، شأن قرآن را بالاتر از آن مي‌دانند كه دربارة مسايل اين دنياي خاكي سخن گويد. اگر قرآن گاهي از مسايل اين جهان (اعم از اشاره‌هاي علمي و تكويني مثل هفت آسمان ـ حركت خورشيد و... و يا مطالب حقوقي و اجتماعي مثل حدود، ارث، ربا و... و يا هنگامي كه از جن، روح و... ياد مي‌كند) براي همراهي با فرهنگ زمانه بوده است، نه اين كه در مقام بيان حقايقي باشد. اين‌ها مي‌گويند:
«معقول نيست كه از كتب مقدس ديني، چه قرآن و چه غير آن انتظار داشته باشيم كه در صدد تشريح و حتّي اشاره به چگونگي آسمان و جهان باشند». بر طبق اين ديدگاه قرآن وام‌دار مسايل رايج زمان خويش است و «قرآن زباني ديگر دارد. قرآن در مقام بيان مسايل معنوي و اخلاقي و تربيتي است». كتاب خدا در نهايت انسان‌ها را دعوت مي‌كند كه قشر و پوستة قرآن را فروگذارند و با عقل خود به حل و فصل همه امور بپردازند.[11]
از ظاهر سخنان اين افراد بر مي‌آيد كه قرآن جامع مسايل مربوط به آخرت است و از مسايل دنيوي بيگانه است. هر چند ممكن است كه اين ديدگاه به طور كامل مورد قبول همه طرفداران اين ديدگاه نباشد.
از طرفداران اين ديدگاه مي‌توان به ابواسحاق شاطبي (790 ق) اشاره كرد كه به اين نظريه تصريح مي‌كند.[12] هم چنين از لازمة سخن برخي از نويسندگان معاصر كه مي‌گويند اشارات علمي و احكام حقوقي، جزائي و اجتماعي اسلام بازتاب فرهنگ زمانه است[13] همين نظريه استفاده مي‌شود. از سخن اين دسته اخير چنين برمي‌آيد كه قرآن در دنياي فعلي قابل اجرا نيست. زيرا احكام آن مربوط به عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بوده است و در دنياي كنوني انسان بايد بر طبق عقل عمل كند.
دلايل صاحبان اين ديدگاه به طور عمده عبارت‌است از:
1. تأثير فرهنگ زمانه عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در قرآن كريم؛ براي مثال قرآن از روح و جن و حدود جزايي سخن گفته است كه در ميان عرب رايج بوده است.
2. قرآن به زبان قوم سخن گفته است.[14] بنابراين مطالبي كه در ميان مردم رايج بوده و جزيي از فرهنگ آنان بوده است در قرآن راه پيدا كرده است.[15]
نقد ديدگاه دوم
همان‌گونه كه ديدگاه اول (وجود همه علوم بشري در قرآن) راه افراط را در پيش گرفته بود. اين ديدگاه نيز راه تفريط را پيموده است. در حالي كه قرآن كتابي معتدل است كه، هميشه راه ميانه و اعتدال را حفظ كرده است. يعني هم به دنيا و هم به آخرت توجه نموده است. قرآن نه مانند تورات است كه در سراسر آن سخني از معاد نمي‌گويد و نه مانند انجيل، كه همه توجه آن به آخرت معطوف باشد.[16] همان‌طور كه در قرآن بيش از 1200 آيه (يك پنجم قرآن) مربوط به معاد است بيش از 750 آيه نيز مربوط به طبيعت و جهان اطراف ماست.[17]
بسياري از آيات قرآن مسايل اجتماعي و حقوقي مثل ولايت، اطاعت از پيامير ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينان ايشان، مسايل جنگ و جهاد و دفاع، حرمت ربا، حلال بودن معاملات، حقوق زن و شوهر، مبارزه با مفاسد اجتماعي مانند زنا و موارد ديگر را بيان مي‌كند (در ديدگاه سوم به اين مطلب بيشتر مي‌پردازيم). با اين حال آيا مي‌توان گفت كه قرآن فقط مربوط به مسايل معنوي و آخرتي است؟ اگر اين گونه از آيات قرآن را كنار بگذاريم ما شايد مجبور شويم قرآن را نصف كنيم.
از طرف ديگر اين ديدگاه مستلزم ناقص بودن قرآن است. يعني قرآن به بُعد معنوي انسان توجه كرده ولي به بُعد مادي انسان و دنيايي كه مزرعة آخرت است توجه نكرده است و اما در پاسخ به دلايل و استدلال‌هاي اين گروه بايد گفت: «لسان قوم» در لغت و اصطلاح مفسرين به معناي «لغت قوم»[18] است. يعني پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ كه عرب بوده است به زبان عربي سخن گفته است تا مردم سخن ايشان را زودتر و بي‌واسطه بفهمند. پيامبران ديگر نيز هر كدام به لغت قوم خود سخن گفته‌اند. بنابراين سخن گفتن به «لغت قوم و مردم» مستلزم پذيرش تمام فرهنگ آنان نيست. بلي، قرآن هم‌چون هر كتاب ديگر كه به زبان يك ملت نوشته مي‌شود از لغت‌ها، تشبيه‌هاي و كنايه‌هاي آنها استفاده كرده است. ولي اين به معناي پذيرش خرافات و مطالب خلاف علمي آن قوم نيست.
اما در مورد «فرهنگ زمانه» بايد گفت كه قرآن كريم در مورد فرهنگ زمانة عرب معاصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به صورت گزينشي عمل كرده است. يعني عناصر منفي آن فرهنگ را رد كرده و نپذيرفته است. براي نمونه مي‌توان به نفي زنده به گور كردن دختران (تكوير/ 8) و ردّ قانون ظهار كه در عرب مرسوم بوده است (احزاب/4) و نفي بت‌پرستي و شرك كه عقيده رايج عرب بوده است اشاره كرد. از طرف ديگر قرآن عناصر مثبت فرهنگي عرب را تأييد كرده است. زيرا بسياري از اين عناصر مثبت، ريشه در اديان الهي مانند دين حنيف حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ داشته است. مثل پذيرش مراسم حج.
بر اين اساس قرآن تابع محض فرهنگ زمانة خويش نبوده است و نمي‌توان گفت احكام قرآني مثل حدود، حج، حرمت ربا و... را بايد گنار گذاشت به دليل آن كه از فرهنگ زمانه عرب ناشي شده است. زيرا همه اين‌ها احكام الهي است كه در قرآن آمده و از آنجا كه اسلام و احكام آن جاوداني است اجراي اين احكام نيز براي هر مسلماني در هر زمان و مكان (مگر در شرايط ضرورت و اضطرار) لازم است.
ديدگاه سوم: قرآن كتاب هدايت‌گر انسان درامور مادي و معنوي است
بسياري از انديشوران و دانشمندان بر اين عقيده هستند كه قرآن كريم كتاب هدايت انسان به سوي خدا و برنامة كلي براي زندگي دنيوي انسان كه سازندة معنويتي پربار و آخرتي آباد است ـ مي‌باشد. به عبارت ديگر قرآن جامع اموري است كه مربوط به هدايت انسان (اعم از امور مادي و معنوي) است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . از جمله ابوحامد غزالي (م 505 ق) در كتاب «احياء العلوم» (ج1، ص 289، چاپ دارالمعرفة، بيروت) و در كتاب جواهر القرآن، فصل چهارم، ص 18.
ـ ابوالفضل المرسي (570 ـ655 ق) در كتاب تفسير خود.
ـ بدرالدين زركشي (م764 ق) در «البرهان» ج2، ص 181.
ـ جلال‌الدين سيوطي (م 991 ق) در «الاتقان في علوم القرآن» ج2، ص 271 و ص 282، و در كتاب «الاكليل في استنباط التنزيل» ص2 و آخرين تمايل به اين ديدگاه از آقاي «رضا نيازمند» است. در نشرية بينات، سال سوم، تابستان 1375، ش10، ص 21.
[2] . ر.ك: دكتر ذهبي در التفسير و المفسرون، ج 2، صص 482-478، وي اين كلام را از ابوالفضل المرسي نقل مي‌كند.
[3] . سوره النحل، (16)، آيه 89.
[4] . سوره انعام، (6)، آيه 59.
[5] . ر.ك:‌ عباسعلي سرفرازي، رابطه علم و دين، ص 47 ـ 9، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
[6] . عن النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ ما انزل الله عزوجل آيةً الّا و لهاظهر و بطن... (ر.ك: ميزان الحكمة، ج 8، ص 94 و بحارالانوار، ج 92، ص 95.
[7] . براي اطلاعات بيشتر از اين ديدگاه، ر.ك: كتاب درآمدي بر تفسير علمي قرآن، انتشارات اُسوه (1375 ش) و مقاله وجود همه علوم بشري در قرآن گاهنامه ذكري (مركز فرهنگي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه شماره 1، 1376) از نگارنده.
[8] . ر.ك: رشيد رضا، المنار، ج 7، ص 395 و طنطاوي، تفسير الجواهر، ج 8، ص 130 و ذهبي، التفسير و المفسرون، ج 2، ص 489 و الميزان، ج 14، ص 325.
[9] . ر.ك مجمع البيان، ج 4، ص298 و الكشاف، ج 2، ص،ص 31 ـ 21، و الجواهر، ج 4، ص 37، (چاپ السلاميه) و البرهان، ج 1، ص 524.
[10] . ابواسحاق شاطبي (م 790 ق)، الموافقات، ج 2، صص 76 ـ 69 به نقل از التفسير و المفسرون، ج 2، ص 485.
[11] . براي اطلاعات بيشتر از اين ديدگاه رجوع كنيد به دانشگاه انقلاب، ش 110 ص 127، به بعد مقاله مقصود فراست ‌خواه و مجله بينات، ش 5، ص 90 مقاله بهاء الدين خرم‌شاهي.
[12] . ابواسحاق شاطبي (م 790 ق)، الموافقات، ج 2، ص 76-69، به نقل از التفسير و المفسرون،‌ج 2، ص 485.
[13] . براي اطلاعات بيشتر از ديدگاه رجوع كنيد به دانشگاه انقلاب، ش 110، ص 127، به بعد مقاله مقصود فراست‌خواه و مجله بينات، ش 5، ص 90 مقاله بهاء الدين خرم‌شاهي.
[14] . «و ما ارسلنا من رسولٍ الابلسان قومه» سورة ابراهيم، آيه 4.
[15] . براي اطلاعات بيشتر از ديدگاه رجوع كنيد به دانشگاه انقلاب، ش 110، ص 127، به بعد مقاله مقصود فراست‌‌خواه و مجله بينات، ش 5، ص 90، مقالة بهاء الدين خرم‌شاهي.
[16] . منظور تورات و انجيل، تحريف شدة فعلي است.
[17] . ر.ك:‌مهدي گلشني، قرآن و علوم طبيعت، ص 104.
[18] . ر.ك: مصطفوي: التحقيق في كلمات قرآن. و نيز تفسير الميزان، مجمع‌البيان و نمونه كه در تفسير آيه 4 از سوره ابراهيم ـ عليه السّلام ـ اين مطلب را تذكر داده‌اند.

محمد‌علي رضايي اصفهاني


جامعيت قرآن
در اين ديدگاه چند نكته اساسي وجود دارد:
1. قرآن كتاب «هدايت» انسان به سوي خدا است و اين هدف اصلي قرآن است.
2. انسان موجودي تك بُعدي نيست؛ بلكه داراي دو بُعد مادي و معنوي است.
3. قرآن به اين ابعاد انسان توجه كرده است و يك برنامه كلي، كه شامل سعادت دنيوي و اخروي انسان است، ارايه مي‌كند.
4. در قرآن همان‌گونه كه به مسايل معنوي و روحي انسان توجه شده است، به مسايل ديگري از قبيل مسايل حكومتي، اقتصادي، حقوقي، تربيتي، علمي و... نيز توجه شده است. در اين راستا و در جهت هدايت انسان، حتيّ اشاره‌هايي علمي مطابقِ واقع، به صورت مثال‌هايي مانند حركت زمين، خورشيد، زوجيت گياهان و[1]...) آمده است، هم‌چنان كه داستان‌هاي واقعي و قصه‌هايي از امت‌هاي پيشين نيز بيان شده است.
5. قرآن كتاب شيمي. فيزيك و علوم ديگر نيست واين اشاره‌هاي علمي، حقوقي و... هدف فرعي قرآن است، نه هدف اصلي آن. يعني از آنجا كه در فرهنگ اسلامي، دنيا مقدمه و زمينه‌ساز آخرت است، ماديات و زندگي اجتماعي انسان پيوند ناگسستني با معنويات و نيازهاي روحي انسان دارد. بر اين اساس توجه به امور دنيايي در راستاي رشد علمي و ايجاد عدالت اجتماعي لازم است. به عبارت ديگر، وقتي انسان هدايت بيشتري مي‌يابد وبه كمال خود مي‌رسد، كه از شناخت و معرفت بيشتري برخوردار باشد. و در زندگي سالم، پاك و متعادلي داشته باشد.
بنابراين هر چه جامعه‌ عالِم‌تر و پاك‌تر گردد و با عدالت همراه شود، به اهداف اسلام نزديك‌تر مي‌شود. از اين رو قرآن به تمام اين ابعاد توجه مي‌كند و انسان را دعوت به علم، قسط و عدل و دوري از فحشا و منكرات مي‌كند و قوانيني را براي حصول اين اهداف ترسيم مي‌نمايد.
6. بيان مسايل اقتصادي، سياسي، علمي، حقوقي و... در بسياري از موارد به صورت قواعد كلي است كه انسان را به هدايت الهي نزديك‌تر مي‌كند و غالباً قرآن خود را درگير بيان مسايل جزيي نكرده است، مگر در مواردي خاص، كه لازم بوده است. قرآن مواردي را كه علم وعقل بشر توانايي درك آن را دارد، به عهده او گذاشته است بنابر اين نبايد از قرآن انتظار داشته باشيم تا تمام جزئيات نظام‌هاي سياسي و اقتصادي متناسب با هر زمان را ترسيم كند. چون هدف قرآن اين نيست.
اين وظيفه متخصصان ديني است كه در هر زمان، كليات متناسب با زمان و مكان را از قرآن استخراج كنند؛ تا متخصصان علوم اقتصاد، حقوقي و... در چارچوب آن قواعد كلي، برنامه‌ريزي‌هاي مناسب را به عمل آورند.
دلايل ديدگاه سوم
نظريه و ديدگاه سوم از روح تعاليم اسلام و قرآن برداشت مي‌شود و دقت در آيات قرآن آن را به اثبات مي‌رساند، در اين جا عقيده برخي از صاحب‌نظران را مطرح مي‌كنيم.
علامه طباطبايي(ره) در مورد هدف اصلي قرآن در تفسير آيه (و نزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيء[2]) مي‌فرمايد:«ظاهراً مراد از «كل شيء» هر چيزي است كه به هدايت مربوط باشد، هر چه كه مردم در مورد مبدأ و معاد، اخلاق فاضله، شرايع الهيه، قصص و موعظه‌ها احتياج دارند.»[3]
روشن است كه منظور ايشان اين است كه هدف اصلي قرآن، هدايت مردم به سوي خدا است و برخي از اين امور مثل شرايع الهيه، اعم از امور دنيوي و اخروي است يعني در شريعت بيان مطالب عبادي، معاملات، احكام جزايي و... مي‌شود. هم‌چنين استاد مصباح يزدي مي‌نويسد: «قرآن كتاب انسان‌سازي است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقيقي (تقرب به خداي متعال) نياز دارد به او بياموزد».[4] ايشان با تذكر اين نكته كه قرآن كتاب فيزيك، گياه‌شناسي، زمين‌شناسي و كيهان‌شناسي نيست مي‌فرمايد: «قرآن در صدد و جايگاه حل مسايل علمي نيست. البته آن چه فرموده باشد حق است و اگر اشاره‌اي به نكته‌اي علمي داشته باشد و به راستي لفظ قرآن بر آن دلالت كند حق است. و جاي هيچ حرفي نيست.»[5]
قرآن و روابط انسان
در يك تقسيم، انسان در چهار محور اساسي، رابطه دارد و قرآن به همه آن‌ها توجه كرده است.
الف) رابطه انسان با خدا
بسياري از آيات قرآن كريم مربوط به تنظيم رابطه انسان با مبدأ هستي است و سعي شده تا راه‌ها و برنامه‌هاي عبوديت و نزديكي به خدا را به او نشان دهد. بيان انواع عبادات مانند نماز، روزه، حج و گشايش باب دعا از اين قبيل است. بر اين اساس قرآن انسان مسلمان را هدف‌مند مي‌كند و از پوچي‌ و سرگرداني نجات مي‌دهد. زيرا توجه وي را به آغاز جهان و انتهاي آن (معاد) معطوف مي‌دارد.
ب)رابطه انسان با خود
برخي از آيات قرآن انسان را دعوت به خودشناسي و عدم فراموشي از خود مي‌كند[6] و انسان را از ظلم به خويش بر حذر مي‌دارد. قرآن گناهاني مثل شرك را ظلم به خود مي‌داند.[7] اين دعوت به شناخت و دوري از آلودگي، زمينه را براي رشد و تعالي انسان فراهم مي‌كند.
ج) رابطه انسان با طبيعت
همان‌طور كه گذشت بيش از 750 آيه قرآن مربوط به توجه به طبيعت و خداشناسي از راه جهان است. قرآن كريم انسان را به انديشه در آسمان، زمين، موجودات زنده و حتي غذاي خويش دعوت مي‌كند. قرآن اشاره‌ها و مثال‌هايي از مسايل علمي مي‌زند كه قرن‌ها بعد حقيقت آن‌ها ثابت مي‌شود (مثل زوجيت گياهان). كتاب خدا انسان را به بهره‌برداري معقول از طبيعت فرا مي‌خواند و از او مي‌خواهد كه از چيزهاي پاكيزة آن بخورد.[8]
قرآن جهان طبيعت را آيات الهي معرفي مي‌كند و بدين ترتيب جهان را براي انسان معنادار مي‌كند (ما سميعيم و بصيريم و هُشيم ـ از شما نامحرمان ما خامشيم).
ه) رابطه انسان با خلق
مهم‌ترين محوري كه انسان در زندگي روزمره با آن درگير است، رابطه وي با خلق است. قرآن آيات زيادي در اين مورد ارايه كرده است كه به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم:
حقوق زن و شوهر، حقوق فرزندان و والدين، حق مالكيت، حلال بودن معامله و حرام بودن ربا، ارث افراد از هم ديگر، حقوق كيفري و جزايي مانند قصاص و حدود، ولايت و اطاعت از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينان به حق او در امور سياسي و غيره، اخلاق فردي و اجتماعي، دعوت به قسط و عدل، دستور به جنگ و دفاع (جهاد)، امر به معروف و نهي از منكر.
جمع‌بندي و نتيجه‌گيري
قرآن كريم به تمام ابعاد مادي و معنوي زندگي انسان توجه كرده و جامع مسايلي است كه در راستاي هدايت انسان به سوي خدا است. البته اين به معناي ديدگاه اول (وجود همه علوم در قرآن) نيست. زيرا آنان راه افراط را پيموده‌اند، هم‌چنان كه ديدگاه دوم (قرآن فقط كتاب آخرت) راه تفريط را پيموده است. بلكه قرآن همان‌گونه كه به معنويت و آخرت مي‌نگرد، به دنيا و مسايل آن (كه مقدمه آخرت و معنويت است) توجه دارد.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . ر.ك: سورة يس، آيه 36 ـ سورة نمل، آيه 89، سوره دخان، آيه 10 ـ و براي اطلاعات بيشتر به كتاب درآمدي بر تفسير علمي قرآن (انتشارات اسوه) از نگارنده مراجعه شود.
[2] .سوره نحل، (16) آيه 89.
[3] . الميزان، ج 14، ص 325، (چاپ بيروت).
[4] . استاد مصباح يزدي، معارف قرآن، صص 225 ـ8.
[5] . همان، ص 229.
[6] . ر.ك: سوره مائده (5) آيه 105، سوره حشر (59) آيه 19.
[7] . ر.ك: سوره لقمان (31) آية 13.
[8] . ر.ك: سورة بقره (2)، آيه 172، سوره اعراف(7)، آيه 32.

راه درمان افسردگی

شمشيري:
تلاوت "قرآن كريم" بهترين راه‌درمان افسردگي است

يك محقق و صاحبنظر مسايل ديني گفت: تلاوت "قرآن كريم" بهترين راه حل دلشوره وافسردگي است.
"عبدالكريم شمشيري" در نشست مشتركي با كاركنان خبرگزاري فارس در سالن اجتماعات اين خبرگزاري درباره اعجاز قرآن كريم گفت: قرائت و عمل به "قرآن كريم"، انواع و اقسام بدبيني را در وجود انسان از بين مي‌برد.
وي اظهار داشت: در قرآن 365 بار كلمه "يوم" آورده شده است؛ يعني به تعداد روزهاي سال. همچنين كلمه "شهر"(به معني ماه) 12 بار استفاده شده است.
شمشيري در ادامه اضافه كرد: همچنين كلمات متضاد، در قرآن به يك اندازه به كار رفته است؛ يعني مثلا اگر 20 بار از كلمه رحمت استفاده شده باشد به همين اندازه از كلمه مصيبت استفاده شده است.
اين محقق قرآني اظهار داشت: كلمات "شهيد"، "شاهد" و "شهدا" نيز در تمام قرآن هفتاد و دو بار آمده است؛ يعني به اندازه شهداي كربلا. "وجه" و "وجوه" هم در قرآن 72 بار استفاده شده است. زيرا شهيد نظر مي‌كند به وجه الله.
وي گفت: كسي كه شكر خدا را به جاي آورد، قرآن بهترين راه‌ها را به او نشان مي‌دهد.
وي درباره رفع دلشوره در زندگي انسان معاصر افزود: اگر بخواهيم دلشوره‌ها حل شود به چند نكته بايد توجه كنيم كه مهم‌ترين آن‌ها تلاوت قرآن و نذر كردن است.
شمشيري با اشاره به معجزات قرآن كريم ادامه داد: هر وقت مشكلي پيدا كرديد، سه بار نذر كنيد؛ همان سه موردي كه حضرت زهرا(س) فرمود در دنياي شما آن سه چيز را دوست مي‌دارم: اول، صلوات بر محمد و آل محمد(ص)، دوم، خواندن قرآن و سوم، كمك به مستمندان و رسيدگي به دردمندان.
اين محقق اسلامي گفت: اگر قرآن نخوانيم، حتما در آينده مصيبت و بلا مي‌بينيم. قرآن مي‌فرمايد: هر كس كه ذكر خداوند را كنار بگذارد حتما شيطان همراهش مي‌شود. (سوره زخرف آيه 36)
شمشيري اضافه كرد: قرآن بدبيني را از بين مي‌برد. بدبيني بر دو نوع است؛ بدبيني به خدا و بدبيني به انسان. گاهي بايد سال‌ها ذكر بگوييم تا اين درخت ميوه بدهد و نبايد زود از خداوند نااميد شد. خداوند فرمود: فهميده‌ترين انسان‌ها كسي است كه به ديگران اميد بدهد.
وي با بيان اين‌كه قرآن در همه زمينه‌ها از مسائل پزشكي و رياضي گرفته تا مسائل ديني، سخن دارد، افزود: خداوند جبار است، يعني جبران كننده و در سوره شورا مي‌فرمايد: تعداد بلاهايي كه خداوند از ما دور مي‌كند از تعداد نعمت‌هايش بيشتر است.
وي در پايان گفت: اگر از دل‌مان چيز بدي گذشت، فورا بايد يكي از حروف مقطعه قرآن را بخوانيم، چون اين آيه‌ها به ما آرامش مي‌دهند

داروی طول عمر

داروی طول عمر

شمع

آداب و آثار صله رحم در گفتار امامان

 

روزی حضرت علی علیه السلام خطبه می‌خواند، در ضمن آن فرمود: اعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء. بخه خدا پناه می‌برم از گناهانی كه مرگ را به پیش میندازد.

شخصی پرسید: آیا چنین گناهی هم وجود دارد؟

و حضرت فرمود: بلی،قطع رحم.كافی / 2 / 260

 

 آثار صله رحم

1-  طول عمر؛ 2- از بین رفتن فقر

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلة الرحم تزید فی العمر و تنفی الفقر. بحار / 71 / 88

ارتباط  با خویشاوندان عمر را طولانی كرد و فقر را می‌راند.

 

3- پاك شدن اعمال؛ 4- توسعه ی رزق؛ 5- دفع بلا؛ 6- آسانی حساب

قال الباقر علیه السلام: صلة الرحم تزكی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسّر الحساب و تنسیء فی الاجل. بحار / 71 / 111

ارتباط با خویشاوندان موجب پاك شدن اعمال انسان ، و رشد كرد مال و ثروت شده و بلاها را دور می‌كند و حساب روز قیامت را آسان نموده و اجل را به تأخیر می‌اندازد

 

قال الحسین علیه السلام: من سرّه ان یبسط له فی رزقه و ینسأ له فی اجله فلیصل رحمه.بحار / 71 / 89

هركه دوست دارد در روزیش گشایش یابد و اجلش به تأخیر افتد باید كه به خویشاوندان خود بپیوندد و به دیدار آنان برود

 

7- رفتار نیك؛ 8- پاكی روح

قال الباقر علیه السلام: صلة الرحم تحسّن الخلق و تسمّح الكف و تطیّب النفس و تزید فی الرزق و تنسی ء فی الاجل. بحار / 71 / 114

ارتباط با خویشاوندان خُلق را خوب و نیكو؛ دست را بخشنده و وجود آدمی را پاك می‌كند و اجل را به تأخیر می‌اندازد.

 

9- آباد شدن سرزمین ها

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلة الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار.... بحار / 71 / 94

ارتباط با خویشاوندان و دیدار آنان باعث آبادانی شهر و دیار شده و عمرها را زیاد می‌كند

 

 

آثار قطع رحم

1- تسلط اشرار بر ثروت ها

قال علی علیه السلام: اذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فی ایدی الاشرار. كافی / 2 / 373

قطع رابطه با خویشاوندان باعث می‌شود ثروتها به دست اشرار بیفتد.

 

2- محرومیت از بهشت

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: ثلاثة لا یدخلون الجنة مدمن خمر و مدمن سحر و قاطع رحم. خصال / 179

سه گروه وارد بهشت نمی‌شوند: كسی كه همیشه شراب می‌خورد،‌ كسی كه همشه جادوگری می‌كند، و كسی كه رابطه‌ی خویشاوندی را قطع كرده است.

 

3- قطع رحمت الهی

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: انّ الرحمة لا تنزل علی قوم فیها قاطع رحم. كنز العمال / 6978

رحمت خداوند به گروهی كه در میانشان كسی باشد كه رابطه‌ی خویشاوندی را قطع كرده باشد نازل نمی‌شود.

 

كمترین میزان ارتباط نهایت آن

 

  • 1- قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلوا ارحامكم فی الدنیا ولو بالسلام. بحار / 71 / 104

در این دنیا هرچند شده با یك سلام با خویشان خود ارتباط برقرار كنید.

 

  • 2- قال الصادق علیه السلام: صل رحمك ولو بشربة من ماء. بحار / 71 / 117

به دیدار خویشان خود بروید هرچند به قرد نوشیدن یك جرعه آب باشد.

 

  • 3- قال علی علیه السلام: صلوا ارحامكم و لو قطعوكم. امالی طوسی /2 08

به دیدار  اقوام خود بروید و صله رحم كنید حتی آنان كه قطع رابطه كرده‌اند