پدیده ممبا

بدون تردید هرکسی در پاسخ به این سوال که آب سرد زودتر یخ می زند یا آب

گرم پاسخ خواهد داد آب سرد ولی واقعیت این است که همیشه این

 طور نیست !!!

 مثلا اگر در شرایط مشابه در دوظرف یکسان مقدارهای مساوی آب های 30 و

 70 در جه سانتی گراد بریزیم آب 70 درجه سانتی  گراد زودتر دچار انجماد

می شود


 این پدیده اثر ممبا نام دارد


در ادامه مطلب توجیه  علمی این پدیده واینکه چرا با این پدیده اثر ممبا میگویند

 را بخوانید 





ادامه نوشته

والپيپر گنبد حرم امام حسين و حضرت عباس و تل زينبيه

دلم کرده هوايي ياد گنبد طلايي


نجات جسد فرعون

 نوشته: طارق محیایی درگهانی

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.
پس از اتمام مراسم،جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.

ادامه نوشته

یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است

آقای قدس می گوید:

« روزی آقا می فرمود: یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.

آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.

آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که: امام صادق علیه السلام می فرماید:

« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »

آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود: ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »

 

منابع:

رضا باقی زاده، برگی از دفتر آفتاب: شرح حال شیخ السالکین حضرت آیت الله العظمی بهجت

سید مهدی ساعی، به سوی محبوب: دستورالعملها و رهنمودهایی از شیخ الفقها والمجتهدین، عارف ربانی حضرت آیه الله العظمی بهجت مدظله العالی

سلام بر مهدی (ع)

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین!

آیت الله العظمی بهجت

 

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین! و لعنت خدا بر همه دشمنانش!

 

مولا جان!

 

دیگر بس است،  این درد طاقت سوز هجران.

جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!

 و ای گناه ما، میله های زندان تو!

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.

عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.

تو را  چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟

چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

آری!

... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا"  برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:

بار الها!

نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!

 

 مقام قرب فاطمه(علیهاالسلام) در پیشگاه خدا
 فاطمه رکن علی(علیهماالسلام)                                         
 شهادت حضرت زهرا(علیهاالسلام) در منابع اهل تسنن
پیشگویی پیامبر درباره فاطمه(علیهماالسلام)                         
 شرایط حضرت فاطمه بعد از رحلت پیامبر(علیهماالسلام)
تظلم خواهی حضرت زهرا(علیهاالسلام) در قیامت                   
 بردن حضرت علی(علیه السلام) برای بیعت
عیادت زنان انصار و مهاجر از حضرت زهرا(علیهاالسلام)              
 وصیت حضرت فاطمه(علیهاالسلام)
نخستین تابوت در اسلام                                                    
دفن حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در شب
واگویه های دل(شعر)
 کتابخانه فاطمی
بررسی خطبه فدکیه حضرت زهرا علیهاالسلام(سخنرانی) 
مجلس عزای حضرت فاطمه علیهاالسلام(صوتی)
سوگنامه یاس    
 بانوی بی نشان       
زخم‎های گل شقایق     
 تصاویر ویژه
Screensaver
 

تهیه و تنظیم : مهری هدهدی

طراحی و ساخت : فرحناز قمصری

موت اختیاری


« رحلت ثروتمند ترین مرد جهان ( از جهت معنوی ) تسليت. »

 موت اختیاری

http://yaseen.ir/wp-content/23377139236133331232545927912409142601.jpg

مردی که امام عظیم الشان که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود در مورد او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:"ایشان دارای موت اختیاری هستند.یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند وباز مراجعت کنند." و تازه این شهادت ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان گردیده است و خدا میداند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و بعد از عمری تلاش بی وقفه و حرکت شتابان به سمت قله های عرفان اصیل اسلامی وزهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود.او که حتّی لحظه ای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند.یکی از بستگان ایشان نقل می کنند که یکی از ارادتمندان ایشان بارها از آقا خواهش می کردند که به باغ ایشان سری بزنند.بالاخره بعد از مدتها معظم له پذیرفتند.بمحض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند.خدمت ایشان گفتیم دنبال چه می گردید؟فرمودند:دنبال جایی هستم که سایه باشد.زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هرچه صاحب باغ میوه های مختلف خدمت ایشان آوردند لب نزدند و فرمودند اینها را بدهید به اهلش.حتی یک دانه انگور هم نخوردند!